![]() |
![]() |
|
| آرام,باانگشتی ازنوربه شیشه قلبم میزندومیگوید:بنده من!همه احساست رابه من بسپارتاشاعرت کنم,تاعاشقت... |
|
بسم رب العشا ق
"سلام علي آل یس "
...
خدا به نام خودش یا علی گفت ....
و لیلی... آغازشد
روز را از روشنایی قلب لیلی اش آفرید
و شب را از دامنه ی گیسویش
- شب آن ماندگارترین انعکاس چشمان لیلی ... -
گوشه ابروانش اولین شب تولد ماه بود
*
از حرارت وجودش خورشید
از آرامش قلبش دریا
از تلاطم چشمش طوفان
طراوت نگاه لیلی باران و مجنون...تشنه... تشنه... تشنه.
*
فصل هایش
برای لیلی
به نام لیلی
بهار کناره ی تبسم لبانش
تابستان شعاعی از حرارت قلبش
پاییز تردید گمشده نگاهش
و زمستان ذره ای از حسرت جا مانده مجنون که به گرمای عشق لیلی... نرسید
*
خدا گفت: لیلی ام ! کالی میوه های مجنون را لبخندی بزن ...تا از بهار تبسمت رسیده شود .
و لیلی لبخند زد و مجنون رسید خدا لبخند زد.
*
لیلی تکبر عشق است و غرورش مجنون شکن ...
خدا قلب لیلی را نشکست... غرور لیلی را نشکست... رعنای لیلی را نشکست...
اما... پهلویش را ...کدام نا مجنون ؟!...
*
مجنون همیشه مجنون است و اگر لیلی نباشد، مجنون نمیشود و اگر مجنون ،مجنون نباشد ... نیست.
زیرا که خدا فرمود: اگر لیلی نبود مجنون را نمی آفریدم .
*
خدا به نام عشقش به نام خودش برای لیلی اش یا علی گفت.
این نوشته های من الهام گرفته از کتاب "لیلی نام تمام دختران زمین ..." است که پیشنهاد میکنم این کتاب رو شما هم بخوا نید .
"مجنون
با انگشت اشاره ای که ومی نوشت
این قسمت آخرمتعلق به یکی از شعرای محترم(عطش زار) هست که با اجازشون اینجا آوردمش.
موفق، موید و همیشه عزیز باشید یا علی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 14:29 توسط یکتا |
|
|
به نام خالق زیبائیها "...اللهم ارنی الطلعه الرشیده والغره الحمیده واکحل ناظری بنظره منی الیه و عجل فرجه..." دوستان سلام حرفی نیست بجز بغضی که در لابه لای غزلها پایان "جمعه ی انتطار "را چشم براه است...
دل گفت برای روزها شعر شوم کاغذ و قلم کجاست تا شعر شوم؟ از هفته گذشته کار این دل باید هر جمعه ی انتظار را شعر شوم دیشب همه ی ثانیه ها می گفتند از حادثه ی "خودم" "شما" شعر شوم امروز هوایی شده ام بار دگر از دست دل سر به هوا شعر شوم یک ثانیه تا شما نمانده راهی گفتید که این فاصله را شعر شوم مربع منظومه ی چشمهایتان بارانیست از عطر طراوت شما شعر شوم حرفی که فقط به کربلا ختم نشد از روز مدینه تا کجا شعر شوم؟ هیزم پسر خلف نشد بابا را در عاقبت درختها شعر شوم!! سالارترین نجیب شاعر شده بود این قافیه ی شهید را شعر شوم روزی که دو چشم غزلش خونین شد با نم نم مشک بیصدا شعر شوم وقتی که همه امیدها سنگ شدند در غربت بانوی عزا شعر شوم از تلخترین غروب نیزه آتش از هق هق گریه ی خدا شعر شوم مربع هرسال به امید محرم ...شاید ازچشم سیه پوش شما شعر شوم تا منتظر ظهورتان میمانم هر جمعه ی انتظار را شعر شوم... ... به امید روزی که همه ردیفهای شعرهامان این باشد:"مهدی آمد" خورشید به سرزمین ما نزدیک است انگار غروب جمعه ها نزدیک است این جمعه انتظار عطرآگین بود آقا! نفس شما به ما نزدیک است هر روز به "عهد"ی دل خود می شکنم عهدی که به دستان شما نزدیک است مربع جمعه ست دوباره جاده ها گوش شوید آهسته جهان! فاصله ها نزدیک است تعطیل نشد که خواب را ندبه کنیم یک حادثه اما به دعا نزدیک است هر جمعه دعایمان به جایی نرسید اینمرتبه انگار خدا نزدیک است...
ازدوستانی که با نظرات محترمشان یاریم میکنند بسیار سپاسگذارم موفق موید منصور و همیشه عزیز باشید.... یا علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 23:35 توسط یکتا |
|
|
به نام خالق زیبائی ها " السلام علی الحسین وعلی علی ابن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین" وعلی عباس الحسین به وسعت یک آسمان طراوت بارانی سلام میخواستم از یه روز خوب شروع کنم یه روز مخصوص و چه روزی بهتر و مخصوص تر از امروز که در انتظار طلوع فرداست؟! فردائی که دوباره جمعه ی انتظارست و عطر گل نرگس می دهد و البته اینبار "بوی گل سوسن و یاسمن " نیز به مشام میرسد گرچه میدانم دلهایتان از غم محرم گرفته و به احترام ارباب عشق سیه پوش شده اما اجازه دهید یک تبریک قاب مشکی تقدیمتان کنم رسیدن فردا را.... روزی که سفیر کربلائیمان همان روح خدا که در کالبد "خمینی" جا گرفت سوی قلبهایمان باز آمد ...آمد تا کل روزهایمان را عاشورائی کند و کل قلبهایمان را کربلائی.... *** و اما یک غزل عاشورائی که امیدوارم با نظرات ارزشمندتان یاریم کنید:
لاهوت را نوشت به نامی که مبهم است میخواست ماندگار بماند زمین کم است اول خدا نوشت مسیح حسین من این حضرت خداست که تصویر آدم است بعدش شبی کشید کسوفی میان ماه یک خاتم سیاه سزاوار این غم است نامی برای ذات ادب انتخاب کرد عباس می نوشت و یا اسم اعظم است؟! از صبر خود برای دلی آیه می نوشت زینب نزول کرد که قرآن محکم است... وقتش رسیده بود ...خدا هم شهید شد... آنروز تا بحال تمامش محرم است... موید و منصور باشید یاعلی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 14:54 توسط یکتا |
|
|
"السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله" دوستان سلام مطالب وبلاگ در حال بررسی و جمع آوری می باشد نظرات شما برای من محترمه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 19:17 توسط یکتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده تر با گریستن دیگران از دنیا میرویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام "زندگی"...
|
|
RSS
|