![]() |
![]() |
|
| آرام,باانگشتی ازنوربه شیشه قلبم میزندومیگوید:بنده من!همه احساست رابه من بسپارتاشاعرت کنم,تاعاشقت... |
|
بسم رب النور سلام خودمم نمیدونم چرا؟ و چطوری؟ اما الان کنار حرم علی ابن موسی الرضا دعاگوی تمامی شما دوستان هستم سه شنبه ۵ آذر۸۷ یاعلی
غزلی تقدیم به امام الرئوف امام رضا روحی فداه
گمانم باد شانه میزند امشب به گیسویت که دنیا مست میگردد ز عطر پاک شب بویت
به صیادان بگو دیگر ز راهم دام بردارند که این آهو هوس دارد شود صید دو ابرویت
حرم آکنده از موسیقی هو هو ی کفتر ها که این تکرار تصویری است از ایجاز یاهویت
به دنبال دلم افتاده ام یا دل به دنبالم ؟ من او را می کشم یا او مرا می آورد سویت؟
دلش پابند گشته، کوچ کردن را نمی خواهد و قانونی جدید از عشق می سازد پرستویت
کجا پرهای من را بیمه پرواز خواهد کرد؟ کجا جز پنجره فولاد نخ بسته به بازویت؟
دلم را هدیه آوردم ، و این ناچیز تقدیمت شنیدم زعفران سنج است احسان ترازویت
مسیحا هم چنین اعجاز را حتی نیاورده که هم جان می دهد هم می کشد چشمان جادویت
گرچه میدونم تقویم میلاد امام رضا رو ورق زده اما دل که این چیزا سرش نمیشه... هر وقت حسش بگیره همون موقع هم با غزل کردن حرفهاش جشنش رو بپا میکنه... موفق موید و همیشه عزیز باشید. یاعلی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 14:27 توسط یکتا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده تر با گریستن دیگران از دنیا میرویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام "زندگی"...
|
|
RSS
|